{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PT:5

#مسابقه_ی_عشق
پنج سال قبل:
ب.ل:تو باید اونارو به نام من کنییی(عربده)

م.ل:اونا پس انداز خودم برای آینده ی لاناعه نمیزارم به بادش بدی

ب.ل:هر.زه تو اونارو از من دزدیدی باید به نامم کنی(داد و میزنه تو گوشش)

+تو حق نداری باهاش اینطوری کنی(عربده)

ب.ل:خفه شو توعم مثل اون هر.زه ای(شروع می‌کنه به زندنش)

م.ل:بچمو ول کن روانی(داد و گریه)

ب.ل:(سر مامان لانا رو میکوبه به دیوار)

+ما..مامانم(بغض)

م.ل:دخترم...م..مرا..مراقب..خ..خودت باش حتی..ا..اگه من..ن..نبودم(ضعیف بیهوش میشه)

+م..ما..مامان...تر..تروخدا..پاشو...مامان(گریه)
قاتل مامانمو کشتی تو یه قاتلی عوضیی(سعی میکنه از زمین بلند شه)

+خ..خون(تعجب)ماماننننننننن پاشوووووووو(دستشو میزنه به خونی که از سر مامانش میاد)
+هیچوقت نمی بخشمتتتتت(عربده مشت میزنه تو گوش باباش)

زمان حال:

با مرور خاطرات اشکی از چشمم اومد سریع پاکش کردم تا کسی نبینه

ویو تهیونگ:

×ولی نباید اون کارو باهاش میکردیم

_ته ک.خل شدی؟؟؟

×خب میگم تو مدرسه نباید میکردیم

_چه مدرسه چه بیرون حقش بود اون کارا
میرم لباسمو بپوشم

ویو کوک:
شاید ته راست میگه نباید زیاده روی میک-
واتتتتتتتتتت اون یه هر.زس هرچی سرش میاد حقشه کوک به خودت بیا(یه دونه میزنه تو گوشه خودش)
لباسمو عوض کردم رفتم سر کلاس
لانا تو کلاس بود رفتم داخل از اونجایی که ردیف بغلش بودم داشتم صورتشو میدیدم سرش رو میز بود و خواب بود حتی خوابشم خوشگل بود
از این زاویه خیلی خوشگل تر بود اون موهاش که نور آفتاب روشن ترش کرده بود اون چشماش که الان بسته بود و،اون لباش واییییییییییی من چمهههههه؟؟؟؟به خودت بیا کوک(فرزندم عاشق شدی)
وسایل هامو جمع کردم رفتم تو گوشی بعد نیم ساعت بیدار شد وسایل هاشو گذاشت تو کیفش از کلاس زد بیرون

_هعی صبر کن ببینم

+چی میخوای

_عاممممم راستش خواستم ببینم پات چطوره

+خوبه

_باشه یادم باشه دفعه ی بعد بلایه دیگه سرت بیارم

+باش(رفت)

_یعنی انقدر بهش برخورد؟؟ولش کن بابا

ویو لانا:
تو راه رو راه میرفتم که ته رو دیدم

×پات خوبه؟؟

+مهم نیست

×هنوز پرو بازی درمیاری نه؟؟

+آخه تو چیکار من داری ها؟؟

×اومدم حالتو بپرسم واااا
خوبی بهت نیومده نه؟؟

+نه نیومده خدافظ بابا
خودم با ماشین برگشتم خونه جای تعجبه اون عوضیه قاتل خونس(باباش)
داشتم میرفتم اتاقم

=سلامت کو(علامتش نمیدونم درسته یا نه)

+چرا باید به تو سلام کنم

=من پدرتم

+تو پدر من نبودی،نیستی و نخواهی بود
من همچین پدر مادر قهوه ای نمیخوام

=هر.زه دهنتو ببند(میزنه تو صورتش)

+آخ(لبش پاره شد)
تو هرکاری کنی بازم یه مادر قهوه ی عوضی بیش نیستی(عربده)

=سر من داد میزنی(موهاشو میکشه میبره)میدونستم توهم عین ننت هر.زه ای(دوباره میزنه)که سر من جانگ بزرگ داد میزنی(دوباره میزنتش)

+خودتو بکشی هم اینجا امضا نمیکنم که اون مال انوال مال تو بوده

=میکنی خوبم میکنی(میزنه تو شکمش)فکر کردی ولت میکنم؟؟تا اون برگه رو امضا نکنی ول کن نمیشم(میره تو اتاقش)

(اجوما اومد کمکم کرد پاشم)

+آخ دستم خودم بلند میشم نیازی نیست

٪دخترم چرا امضا نمیکنی از دست ارباب خودتو نجات بدی؟؟

+اخخ آجوما مامانم برای اونا زحمت کشیده نمیتونم بدمش دست این عوضی

٪حق داری دخترم پاشو زخمات رو برات پماد بزنم

+مرسی آجوما واقعا در نبود مامانم برام مادر بودی

٪کاری نکردم دخترم مادرت تورو به من سپرده و من سعی میکنم مثل مادرت باشم

+واقعا ممنونم(بغلش میکنه)
_________________________________
ادمین دستش شکست
لایک و بازنشر یادتون نره
دیدگاه ها (۱)

خودت بیا ببین میتونی تو چهار روز؟؟؟؟.

روانی دست نیافتنی

p8

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط